محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
139
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
در بىگناهى عثمان شك نكرد و فرياد خونخواهى عثمان را از خليفه جديد سرداد . شمارى ترسو در اطراف عايشه گرد آمده بودند . » « 1 » عقاد مىگويد : « طلحه و زبير بر على شوريدند تا از او خونبهاى عثمان را درخواست كنند . آنها در زمان زندگى عثمان ، كارى براى او نكردند و اين على بود كه برخى خطرها را از او راند . عثمان بسيار اين جمله را گفت : واى بر من از طلحه ! به او فلان مقدار زر دادم و او خون مرا مىجويد . » « 2 » عقاد مىافزايد : « همه در طمع رهبرى و ثروت بودند و در رأس آنها طلحه و زبير قرار داشتند . جمعشان را در بصره متمركز كردند . . . عايشه نيز با خونخواهان عثمان خارج شد ؛ در حالىكه خود پيش از اين مردم را بر كشتن عثمان تحريك مىكرد . ( فإن كنت شريكهم فيه فإنّ لهم نصيبهم منه و إن كانوا ولوه دوني فما الطّلبة إلّا قبلهم ) همه كسانى كه عثمان را كشتند ، يا بر او شوريدند ، يا از اين ماجرا خشنود شدند و يا سكوت كردند . اكنون خونش را از من مىخواهند . بر فرض محال اگر على كارى مانند كارهاى آنان انجام داده بود ، چرا شمشيرها تنها او را نشانه گرفتند ؛ در حالىكه آنها نيز با او شريك بودند و اگر امام على عليه السّلام در كار آنان شركت نكرده ، پس دليل عليه آنهاست و اين اتهامها بر آنان ضرورىتر است . سخن در اينباره گذشت . « 3 » ( و إنّ أوّل عدلهم للحكم على أنفسهم ) بيعت و پيمان خود را مىشكنند ، بر ستم پافشارى مىكنند و حق خدا و مردم را خوار مىشمرند . باوجوداين ، عدالت را مىجويند . ادعا
--> ( 1 ) . تاريخ الدول العربية : 52 ، چاپ 1958 م . ( 2 ) . العبقريات الإسلامية : 893 . ( 3 ) . نك : شرح خطبه 22 .